شهره لرستانی
شهره لرستانی

" شهره صالحی لرستانی (زاده ۱۳۴۵ در تهران) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و کارگردان ایرانی است. دو تله فیلم ماه منیر و باور آرامش از جمله کارهایی است که وی کارگردانی کرده‌است. "

نام اصلی شهره صالحی لرستانی

زمینه فعالیت بازیگر، فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان

تولد ۳۱ خرداد ۱۳۴۵ (۵۲ سال)

تهران

ملیت ایرانی

سال‌های فعالیت فعالیت تئاتر

از سال ۱۳۶۴ تاکنون

مدرک تحصیلی دانش‌آموخته تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران

فیلم‌نامه‌نویسی از مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی

کوتاه کردن نام خانوادگی

قهرمان دوران کودکی‌ام چارلی چاپلین بود. نام خانوادگی ما در اصل صالحی لرستانی است. وقتی مدرسه رفتم، به تقلید از چاپلین که چارلز اسپنسر چاپلین را مخفف کرده بود من هم نامم را کوتاه کردم به شهره لرستانی و صالحی را حذف کردم

آشپزی : آشپز خوبیم، تبحرم در پخت استانبولی و خورشت کرفس و خورشت بادمجان است

تفریح : تماشای فیلم با دوستانم و سفر. من خیلی سفرهای داخلی و خارجی رفتم

بازیگری یا کارگردانی : بر اساس علاقه شخصی‎ام کارگردان را انتخاب می‌ کنم

من بیمار ای دارم که عامل اصلی چاقی‌ ام است شاید باورتان نشود من لب به شکلات و شیرینی و این چیزها نمی‌ زنم من مشکل هیپوتیروئید دارم که یک قسمت داخل هیپوفیزم بد عمل میکند

 

افسردگی و دوری 8 ساله از بازیگری

آن موقع این داستان شکست عشقی ساده و یک خطی برایم اتفاقی بسیار عظیم و سهمگین بود و باعث شد احساس شکستی بزرگ بکنم. موج غم من را در خود غرق کرد و به دامن افسردگی پناه بردم

 

در این مدت وی 8 سال از بازیگری جدا شد و تنهایی و بیماری اش او را 40 کیلو اضافه وزن تر کرد، بعد از مدتها به کمک روانشناس دوباره به بازیگری برگشت

شهره لرستانی در بیست و هفت سالگی عاشق شد و در عشق شکست خورد هم ه‌چیز خیلی ساده شروع شد، داستانی ساده و یک خطی بود. دختری جوان از مردی که با او تفاوت سنی قابل‌ ملاحظه‌ای داشت خوشش آمد و به هزار و یک علت به او نرسید.

خاطرات شهره لرستانی:

پدرم قاضی دادگستری و مادرم معلم بود. شاید دیدن مادری که هر روز شال و کلاه می کرد و سر کار می رفت، باعث شد تصویری که از زن در ذهن کودکانه من و خواهر بزرگم شکل گرفت، تصویر زنی شاغل باشد. اصلا فکر نمی کردیم چیزی به اسم زن خانه دار هم وجود داشته باشد.

در همان بازی های کودکانه هر کدام کاری را انتخاب کرده بودیم، انگار جنم بعضی کارها از همان زمان در خونمان بود و امواج نامرئی تقدیر ما را به سمت شان هدایت می کرد. من از پنج سالگی دوست داشتم نمایش اجرا کنم و در همان عوالم بچگی، بدون اینکه بدانم اسم این کار کارگردانی است، نمایش های کودکانه ام را خودم کارگردانی می کردم. در خانه مان پرده ای اتاق نشیمن را از پذیرایی جدا می کرد. من همه را جلوی این پرده به صف می نشاندم و با صدای بلند اعلام می کردم:ساکت باشید. کارگردان شهره اجرا می کند.

سال 64 به تهران برگشتیم. من دیپلم گرفتم و بلافاصله وارد دانشگاه هنر شدم. سال عجیب و غریبی بود. من چند کار را با هم انجام دادم، تصدیق و دیپلمم را در اوج بمباران های جنگ گرفتم و در دانشگاه قبول شدم. در حالی که مردم همه در حال فرار بودند و صدای آژیر خطر تبدیل به موسیقی متن زندگی تک تک مان شده بود. طنز عجیبی بود، من زیر نور چراغ داشبورد ماشین در جاده فشم فلسفه و منطق می خواندم، در صورتی که همه چیز در دنیای اطرافم غیر منطقی بود. در همین حال و هوا شدم دانشجوی رشته کارگردانی و بازیگری دانشکده هنرهای نمایشی. در همان ترم های اول که اکثر درس هایمان عمومی بود، من غرق تئاتر شدم و 17 نمایش را به کارگردانی خودم روی صحنه بردم. کم کم شروع به بازی کردم و توجه ها بیشتر به بازی ام جلب شد و پیشنهاد پشت پیشنهاد از راه رسید. با محمد رحمانیان، مهتاب نصیرپور، علی دهکردی و خیلی های دیگر هم دوره بودیم. شروع به بازی در تلویزیون و سینما کردم، کارهایی مثل سریال «عبور به خیر» و… اما اولین کار جدی ام که خیلی دیده شد، سریال «آپارتمان» بود. اواسط دهه هفتاد بود. جنگ تمام شده ودوران اصلاحات هم رو به پایان بود و فضای جامعه داشت بازتر می شد. من هم دیگر ده سالی بود به عنوان بازیگر شناخته شده بودم.

اما آپارتمان نقطه اوج کارم بود. بعد نوبت به «امام علی(ع)» و «لیلی با من است» و… رسید تا دیگر کاملا به عنوان بازیگری جدی ثبت شوم، در حالی که همیشه ذوق و شوق کارگردانی داشتم.

سایر مجموعه‌ها

خندوانه

دورهمی

نام سریال سال تولید کارگردان

اغر بخیر ۱۳۶۵ مجید بهشتی

آپارتمان ۱۳۷۱–۱۳۷۲ اصغر هاشمی

حماسه ایثار ۱۳۷۲ کاظم بلوچی

میثاق خون ۱۳۷۲ حسین مختاری

آوای فاخته ۱۳۷۳ بهمن زرین‌پور

مروارید سیاه ۱۳۷۳

به رنگ صدف ۱۳۷۵ عباس رنجبر

امام علی ۱۳۷۵ داود میرباقری

دستی بر آتش ۱۳۷۶ معصومه تقی‌پور

هتل ۱۳۷۷

مختارنامه ۱۳۸۱ داود میرباقری

قرارگاه مسکونی ۱۳۸۵ سیدجواد رضویان

ساعت شنی (مجموعه تلویزیونی) ۱۳۸۶ بهرام بهرامیان

پیامک از دیار باقی ۱۳۸۷ سیروس مقدم

سه در چهار ۱۳۸۷ مجید صالحی

اشک‌ها و لبخندها ۱۳۸۸ حسن فتحی

دارا و ندار ۱۳۸۹ مسعود ده‌نمکی

سه پنج دو ۱۳۹۰ حسین سهیلی‌زاده

چمدان ۱۳۹۱ خسرو ملکان

کلاه پهلوی ۱۳۹۱ سید ضیاءالدین دری

دختری به نام آهو ۱۳۹۱ قدرت‌الله صلح‌میرزایی

اولین انتخاب ۱۳۹۲ مهدی صباغ‌زاده

ما فرشته نیستیم ۱۳۹۳ فلورا سام

سال نام فیلم کارگردان

۱۳۹۷ آپاچی آرش معیریان

۱۳۹۶ هزارپا ابوالحسن داوودی

۱۳۹۶ به وقت خماری محمدحسین لطیفی

۱۳۹۶ خجالت نکش رضا مقصودی

۱۳۹۶ دم‌سرخ‌ها آرش معیریان

۱۳۹۵ شکلاتی سهیل موفق

۱۳۹۴ ۲۴ سپتامبر مریم ابراهیم‌وند

۱۳۹۴ آشوب کاظم راست گفتار

۱۳۹۳ ایران برگر مسعود جعفری جوزانی

۱۳۸۸ حلقه‌های ازدواج شاهین باباپور

۱۳۸۸ یک جیب پر پول قدرت‌الله صلح‌میرزایی

۱۳۸۷ اخراجی‌ها ۲ مسعود ده نمکی

۱۳۸۶ تسویه‌حساب تهمینه میلانی

۱۳۸۵ نصف مال من، نصف مال تو وحید نیکخواه آزاد

۱۳۸۵ اخراجی‌ها مسعود ده نمکی

۱۳۸۴ زیر درخت هلو ایرج طهماسب

۱۳۸۵ گیس‌بریده جمشید حیدری

۱۳۷۷ محبوبه احمد حسنی مقدم

۱۳۷۴ توطئه علی قوی‌تن

۱۳۷۴ لیلی با من است کمال تبریزی

۱۳۷۳ مروارید سیاه حبیب‌اله بهمنی و شفیع آقا محمدیان

۱۳۷۲ پناهنده رسول ملاقلی‌پور

۱۳۷۱ مأموریت آقای شادی محمدرضا زهتابی

۱۳۷۱ آذرخش احمدرضا درویش

۱۳۷۰ نیاز علیرضا داودنژاد

در پوست شیر (تله تئاتر، ۱۳۷۹)

ماه منیر (فیلم تلویزیونی، ۱۳۸۷)

بی بی خاتون (فیلم تلویزیونی، ۱۳۸۷)

زیرخاکی (فیلم تلویزیونی، ۱۳۸۹)

باور آرامش (فیلم تلویزیونی، ۱۳۹۲)

ماجراهای خاله دنا و شپلک (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۹۳)

تولد جنجالی (فیلم سینمایی، ۱۳۹۴)

فعالیت خود را با عنوان بازیگر تئاتر از سال ۱۳۶۴ با کاری به نام آدم‌برفی آغاز نموده‌است و تاکنون کارگردانی ۱۷ تئاتر حرفه‌ای را بر عهده داشته‌است، نمایش «سلطان مار» نوشتهٔ بهرام بیضایی، یکی از موفق‌ترین اجراهای تئاتر در دههٔ هفتاد شمسی از جمله کارهای موفق اوست. لرستانی در سال ۱۳۷۰ با بازی در فیلم نیاز به کارگردانی علیرضا داودنژاد به سینما راه یافت. مجموعه تلویزیونی هتل به کارگردانی مرضیه برومند و سینمایی مأموریت آقای شادی و چندین تله فیلم دیگر از جمله آثاری است که او به عنوان نویسنده در آنان حضور داشته‌است.

رنگ خود را انتخاب کنید
تنظیمات قالب